تغییــر در آگاهــی

تنها راه تغییرِ اصیل و پایدار در زندگی است.

مقصود ما

ما هستیم برای کمک به تحول آگاهانۀ خودمان، افراد، تیم‌ها و سازمان‌ها

باورهای ما

ما باور داریم که کار و کسب، در اساس، فعالیتی معنادار و بستری برای رشد انسان‌هاست. تیم‌ها و سازمان‌ها با ارائۀ محصولات و خدماتشان و پاسخ‌گویی به نیازهای بشری، پیوسته در حال اثرگذاری بر دنیا هستند.
ما باور داریم که رهبران با پرورش آگاهی و آگاهانه رهبری کردن می‌توانند خودشان، تیمشان، سازمانشان و دنیا را به‌سمت اثرگذاری مثبت و موفقیت پایدار هدایت کنند.
ما باور داریم رهبری کردن انتخابی آگاهانه است. رهبری در نگاه ما (برگرفته از دیدگاه گروه رهبری آگاهانه) یعنی پذیرش مسئولیت تمام‌وکمالِ تأثیر خود در دنیا. ما تازمانی‌که زنده هستیم با انجام دادن (یا ندادن) هر کاری در حال اثرگذاری بر افراد و محیط اطرافمان هستیم و رهبر بودن به‌معنای پذیرفتن تمام‌وکمال این مسئولیت فارغ از جایگاه سازمانی یا اجتماعی است.

ارزش های ما

صراحت تمام‌وکمال:
• ما همۀ درونیاتمان از جمله فکرها و احساساتمان را به‌شکلی صادقانه و شفاف ابراز می‌کنیم.
• برای دیده شدن واقعیت به‌طور شفاف، راست می‌گوییم.
• برای دیده شدن واقعیت به‌طور کامل، چیزی را پنهان نمی‌کنیم.

تمامیت و یکرنگی:
• ما به توافقاتمان وفادار می‌مانیم؛ در صورت نیاز دربارۀ آنها دوباره مذاکره می‌کنیم؛ و یا عدم وفاداری خود را اعلام می‌‌کنیم و درصدد جبران برمی‌آییم.
• تلاشمان بر آن است بین آنچه تجربه می‌کنیم، آنچه ابراز می‌کنیم و آنگونه که رفتار می‌کنیم هماهنگی وجود داشته باشد.

کنجکاوی و گشودگی:
• یادگیری را به «برحق» بودن اولویت می‌دهیم.
• هر تعامل و اتفاقی را فرصتی برای یادگیری دربارۀ خودمان، دیگران و دنیا می‌بینیم.

داستان ما

داستان مدرسه آگاهی از علاقه‌مندی هم‌زمان مرتضی و عماد به مفهوم و کاربرد حال‌آگاهی (Mindfulness) در سازمان‌ها شروع شده است. ما داستان این آشنایی را در مقدمۀ کتاب «رهبری از بالای خط» این‌گونه شرح داده‌ایم.
عماد چند سالی است که در زمینۀ پرورش مهارت‌های رهبری مدیران کار می‌کند. او متوجه شده است که برای ایجاد تحول پایدار در رهبری به تغییرات عمیق‌تری در سطح آگاهی و نگرش افراد نیاز است.
مرتضی هم مدتی است که آگاهی‌بخشی در فضای کسب‌وکار را به‌منزلۀ حوزۀ تمرکز انتخاب کرده است و روی مشاهده‌گری و ارتباط شفاف، که پایه‌هایی برای تحول سازمانی است، کار می‌کند.
عماد در مسیر جست‌وجوها و مطالعه‌هایش با مفهوم حال‌آگاهی آشنا شد و به این درک رسید که این رویکرد به شکلی ریشه‌ای به مسائل می‌پردازد. موضوع آن‌قدر برایش جذاب بود که پایان‌نامۀ دکترایش را حول این مفهوم تعریف کرد. هدف یافتن پاسخ این سؤال بود که آیا آگاه‌تر شدن و انجام دادن تمرینات مراقبه می‌تواند به فرد کمک کند رهبر بهتری بشود یا نه. احتمالاً می‌توانید نتیجه را حدس بزنید. مدیران بدون اینکه آموزش‌های نظری در زمینۀ رهبری ببینند، صرفاً با شرکت در دورۀ 8 هفته‌ای ام‌بی‌اس‌آر و انجام دادن تمرینات مراقبه، از نظر کارکنانشان تبدیل به رهبران اصیل‌تر و تأثیرگذارتری شدند.
مرتضی، که از همان ابتدای تحصیل در رشتۀ ام‌بی‌ای دغدغۀ معنایابی برای زندگی را داشت، به موضوعات مرتبط با تحصیل و کار نیز از این دیدگاه نگاه می‌کرد. در قبال مدل‌ها و انگیزه‌های مرسوم در دنیای کسب‌وکار دیدی نقادانه داشت و به این فکر می‌کرد که منافع و موفقیت‌هایی که به دنبال آنها می‌دویم آیا حقیقتاً به نفع ما هستند و مایۀ کامیابی ما می‌شوند. او از فروردین سال 94، به‌واسطۀ آشنایی و تعامل با گروهی با محوریت حال‌آگاهی و ارتباط شفاف، در معرض بینشی متفاوت و راهگشا قرار گرفت. و از آن زمان سعی داشته است در فصل مشترک کسب‌وکار و آگاهیْ فعالیت و نقش‌آفرینی کند.
هر دوی ما به‌طورجداگانه به این نتیجه رسیده بودیم که کتابی با مضمون حال‌آگاهی و رهبری سازمانی ترجمه کنیم و چه انتشاراتی بهتر از آریاناقلم! این‌گونه شد که از طریق خانم محمدی، مدیر انتشارات آریاناقلم، به یکدیگر معرفی شدیم و کتاب «رهبری از بالای خط» با مجوز رسمی نویسندگان و ناشر ترجمه و منتشر شد.
ما تصمیم گرفتیم که در کنار کتاب وب‌سایتی راه‌اندازی کنیم تا از طریق آن، مطالب تکمیلی را در دسترس علاقه‌مندان و کسانی که قصد دانستن و از آن مهم‌تر، تمرین کردن بیشتر را دارند، قرار دهیم. بعد به این فکر افتادیم که این وب‌سایت می‌تواند صرفاً دربارۀ کتاب نباشد و به‌طور کلی‌تر به گسترش مفاهیم مرتبط با «آگاهی» در کسب‌وکارها و زندگی مردم بپردازد. این شد که هویت «مدرسه آگاهی» شکل گرفت.
در مسیر تحقق مأموریت «مدرسه آگاهی» همزمان با ترجمۀ کتاب، فعالیت‌های آموزشی در همین زمینه را شروع کردیم و این شانس را داشتیم که در این زمینه، با سازمان‌هایی پیشگام همکاری کنیم و این مفاهیم را در کنار آنها تمرین کنیم.